سقوط ازاد | 11:37 1405/2/25

سقوط ازاد
پارت نهم
ادرین
صبح بیدار شدم امروز مینو دعوتم کرده بود کلبه جنگلی
یه دوش گرفتم و تیشرت سفید و شلوار لی سیاه پوشیدم
مو هامو شونه زدم و حالت دادم
مامان و بابا داشتن صبحانه می خوردن
«سلام»
«سلام پسرم بشین صبحانه بخور»
نشستم سر میز
« فلیکس کجاست»
« صبح کار داشت رفت »
تلفنم زنگ خورد فلیکس بود
«سلام بر داداش ما»
«مزه نریز امروز جایی هستی»
«اره با دوستم می خوام برم بیرون»
«ادرس بده منم بیکارم میام »
«مزاحم نمی خوایم»
«ادرین»
«باشه می فرستم»
تلفن رو قطع کرد
از سر میز پاشدم
«من رفتم خداحافظ»
از خونه بیرون زدم