سقوط ازاد

سقوط ازاد 

پارت نهم

ادرین

صبح بیدار شدم امروز مینو دعوتم کرده بود کلبه جنگلی

یه دوش گرفتم و تیشرت سفید و شلوار لی سیاه پوشیدم 

مو هامو شونه زدم و حالت دادم

مامان و بابا داشتن صبحانه می خوردن 

«سلام»

«سلام پسرم بشین صبحانه بخور»

نشستم سر میز 

« فلیکس کجاست» 

« صبح کار داشت رفت »

تلفنم زنگ خورد فلیکس بود 

«سلام بر داداش ما»

«مزه نریز امروز جایی هستی»

«اره با دوستم می خوام برم بیرون»

«ادرس بده منم بیکارم میام »

«مزاحم نمی خوایم»

«ادرین»

«باشه می فرستم»

تلفن رو قطع کرد 

از سر میز پاشدم 

«من رفتم خداحافظ» 

از خونه بیرون زدم