
بزن رو ادامه مطلب قول میدم خوشت بیاد😊
آخرین گلوله پارت 7
سلام دوستان اومدیم با پارت جدید
فقط یک چیزی بگم و بعد بریم سراغ داستان حمایت ها کمه 🥺
لطفا زیادش کنین💖
از زبون ادرین
رسیدم به پایگاه
وقتی وارد شدم و با همه سلام کردم رسیدم به خانم مغرور
مرینت گفت:به به سرو کله ی اقای مغرور هم که پیدا شد
من هم رو کردم بهش تو چشماش زل زدم و گفتم:و بلوبریه مغرورم اینجاس
مرینت با اخم بهم نگاه کرد:حرفت رو پس بگیر
-نه
- خیلی خب خودت خواستی کله موزی
که فلیکس به مرینت نگاه کرد و گفت : مرینت موهای منم زرده
مرینت هم گفت: فلیکس خودت هم میدونی منظور من با تو نبود
که الیا اومد و گفت:فلیکس توصیه میکنم وقتی داره با کسی بحث میکنه باهاش حرف نزنی
از زبون مرینت
وقتی الیا گفت:فلیکس توصیه میکنم وقتی داره با کسی بحث میکنه باهاش حرف نزنی
ادرین رو کرد به من و گفت : درسته فلیکس بلوبریه مغرور عصبی میشه
و پوزخندی به من زد
من هم گفتم:کله موزی
-بلوبری
-کله موزی
-بلوبری
-کله مو..
که یکهو سرهنگ گفت : بسه
و منگفتم:او سرهنگ شما کی اومدید
سرهنگ هم گفت:شما گفته بودید برای توضیه پرونده بیام هرچند هنوز نمیفهمم چرا باید دستیارمم میوردم
منم گفتم: به زودی میفهمین لطفا همگی بشینین
همه نشستم رفتم و تخته ی حل پروندم رو اوردم
و شروع کردم:خب همه ی ما میدونیم که 15 سال پیش 5 فرد (1)قاضی-(2)پلیس-(3)وکیل-(4)دادستان-(5)باز پرس در یک شب در یک ساعت در مکان های مختلفی از پاریس ربوده میشن و هیچ اثری از ربایندگان نیست به جز یک کار سیاه رنگ که روی اون نوشته S-27 و فقط تونستیم یکی از ربوده شده ها رو پیدا کنیم
ادرین اهی کشید و گفت:این ها رو خودمون هم میدونیم برو سر اصل مطلب
با اخم بهش نگاه کردم و گفتم : ولی چرا یک نفر باید بدوزدتت تا وقتی که میتونی خودت راه بری؟
سرهنگ با تعجب به من نگاه کرد و گفت:منظورت چیه؟
بعد رو کردم بهش و گفتم:یکم فکر کنین سرهنگ دیگه کجا میتونین اسم S-27 رو پیدا کنین؟
سرهنگ یکم فکرد کرد بعد رو کرد به من و گفت:لیست S-27
منم با غرور بهش نگاه کردم و گفتم:زدینتو خال
که الیا رو کرد به من و گفت : میخوای به مام توضیح بدی ؟؟
منم گفتم:البته،لیستS-27 لیست خیلی از خلافکارها قاچاقچی ها و جاسوسانی که تا حالا رد یابی شدن
سرهنگ گفت:و بقیش
من هم ادامه دادم: خب یک اسم هست داخل لیست به اسم(کندی واتریک)که الان دقیقا کنارتون نشست
سرهنگ با تعجب به دسیارش نگاه کرد
که دستیار سرهنگ(کندی واتریک)پوزخندی زد و گفت:کارت خوب بود خانوم دوپن چنگ
خواست فرار کنه اما نینو و فلیکس جلوش رو گرفتن
من هم بهش نگاه کردم و گفتم:شاید یکی از بهترین رزمی بازا باشی اما به خودت نگاه کن مرد 15 سال گذشته
بعد نینو و فلیکس اون رو تا بازداشت گاه اصلی همراهی کردن
سرهنگ رو کرد به من و گفت: فقط یک سوال یمیمونه دوپن چنگ تو چطور فهمیدی؟
من هم گفتم:همچی از یک زمان ساده شروع شد ساعتی که روی عکس یکی از دوربین های مداربسته بود باساعتی که توی مغازه ی یکی از خیابون ها بود متفاوت بود
بعد به ذهنم رسید فقط در یک صورت امکان پذیره در صورتی که یکی از معمور های پلیس که تو اداره هست با رباینده ها باشه برای همی برسی کردم 15 سال پیش واتریک یا همون دستیاتونه بعد با برسی های بیشتر متوجه شدم که این فرد همون شخصیه که از بین اون 5 نفر پیدا شده
وقتی داخل لیست S-7 رو نگه کردم متوجه شدم تمام اون 5 نفر که ربوده شده بودن جزو مجرمین بد سابقه بودن
سرهنگ گفت: کارت علی بود دوپن چنگ
بعد از رفتن سرهنگ رو کردم به ادرین و گفتم : شرتمون که یادت نرفته؟
ادرین ابرویی بالا انداخت و گفت: نه
منم گفتم: خوبه پس حالا باید من رو چی صدا کنی؟؟؟
ادرین هم با بی حوصلگی گفت: رئیس ارشد خانوم دوپن چنگ
من گفتم : صدات نمیاد
ادرین با داد گفت : رئیس ارشد خانوم دوپن چنگ
بقیش باشه برای پارت بعد
حمایت بادتون نره😘