سلام دوستان اومدم با پارت دوم آخرین گلوله نمیخوام زیاد حرف بزنم ولی حمایت یادتون نره❤️
p2(آخرین گلوله)
از زبون آدرین
با نینو به سمت اتاق استراحت رفتیم چون قرار بود رئیس جدید رو اونجا ببینیم.
وقتی رسیدیم دیدیم آلیا داره با یک نفر احوال پرسی میکنه و فیلیکس یک کنار وایساده تا بعد از صحبت های آلیا نوبت اون بشه.
با نینو به سمت اونا حرکت کردیم که دیدم همون دختری که دم در باهاش برخورد کردم اونجا وایساده باخودم گفتم(وایسا ببینم نکنه این رئیس جدیده)
رفتیم و نزدیک اونا وایسادیم.داشتم به حرفهاشون گوش میدادم.
آلیا:سلام من آلیام واقعا خیلی خوشحالم که رئیس جدیدمون یک دختر همسنو سال خودمه.
مرینت:مگه تو چند سالته؟
آلیا:من25سالمه تو چی؟
مرینت:وای خدا منم25 سالمه
فلیکس خسته شد رفت جلو و گفت:ام اگر اجازه بدی آلیا ماهم خودمون رو معرفی کنیم.
آلیا:البته،خب مرینت بعدا باهم حرف میزنیم.
(مرینت پس اسمش مرینته)
فلیکس رفت جلو:سلام من فلیکسم 27 سالمه و اونم برادرمه
به سمت من اشاره کرد
نمیدونم چرا ولی وقتی نگاهش به من افتاد حس کردم یک پارچ آب یخ رو سرم ریختن نکنه یادش باشه به خاطر من خورده زمین
گفتم:.....
بقیش برای پارت بعد اگر حمایتا خوب باشه پارت 3 رو هم امشب میدیم❤️❤️