سقوط ازاد | 13:50 1405/2/31

سقوط ازاد
پارت یازدهم
مرینت
سرمو دور تا دور کلبه چرخاندم
ادرین و فلیکس داشتن به مینو کمک می کردن
اون لبخند های لعنتی روی صورت هاشون اتیش انتقام منو شعله ور تر می کرد
یک نفس عمیق کشیدم و سعی کردم سرم را با حرف زدن با الیا سرگرم کنم
فلیکس
کباب ها را سیخ کردم که ادرین گفت
« چی شده که تصمیم گرفتی وقت تو با پر کنی »
«هنوزم توی فکرشی»
نفس عمیقی کشیدم
«اره»
«کی می خوای درستش کنی فلیکس »
«نمی دونم ادرین نمی دونم»
حالا که صحبت اون شد دختری که دوست نامزد مینو هست خیلی شبیه اش هست
باز ذهنم کشیده شد سمت یک سال پیش
فلش بک یک سال پیش
لبخندی زدم و دستشو گرفتم
«خوبی»
با استرس نگاهم کرد
« ار...ه .»
«چیزی شده ؟
«نه می خوام یه سوال ازت بپرسم»
متعجب شدم
«بپرس»