🩷🩷🩷🩷🩷🩷🩷
از زبان مرینت
بعد از اینکه کمی صحبت کردیم الیا رفت
خودم هم داخل اتاقم شدم رو میز نشستم و شروع به طراحی کردم
تا ساعت یک نصفه شب بیدار بودم تا تونستم طرح مورد نظرم رو بکشم
یه سارافون سبز
بعد سرم رو روی میز گذاشتم و خوابم برد...........
از زبان ادرین
با خانم لویی هماهنگ کرده بودم مدیر عامل شرکت تو بود
مهماندار اعلام کرد
مهماندار: کمربند های خود را ببندید .
ده دقیقه دیگر فرود آمد
از هواپیما پیاده شدم
بادیگارد و چمدون رو تحویل گرفت
و در ماشین رو باز کرد نشستیم و به سمت امارت روند
از زبان مرینت
صبح که بیدار شدم روی میز خوابم برده بود پاشدم یه دوش ده دقیقه ای گرفتم و صبحونه رو خوردم یه
شلوار کرمی و بلیز استین دار کرم
وست کمربند دار سفید
بوت بلند خاکستری
کیف خاکستری و گوشواره نقره مربعی
پوشیدم
از خونه بیرون زدم و....................

لباس مرینت
___________________________________________________________________________________________
سلام دوستان لطفاً حمایت کنید و این لینک رو باز کنید یه رمان جدیده
رمان your my love 💗 هم پارت های اخره این رمان احتمالاً بیست پارت داشته باشه بعد این رمان رو شروع می کنم👇
خلاصه:مرینت دوپن چنگ جوانی بیست ساله که پدر و مادرش را از دست داده و مدیر شرکت مد دوپن هست و ادرین اگرست پسری که پدر خود را از دست داده و حسابدار شرکت دوپن هست