خیلی خب به اندازه ی کافی اذیتتون کردم برید بخونید که توی این پارت دوتا سوپرایز داریم

بعد از شام

مرینت رو کرد به ادرین 

-ادرین

-جانم؟

-میتونم باهات صحبت کنم؟

-اره حتما 

و با هم به سمت اتاق مرینت رفتن  

بعد اینکه وارد اتاق شدن مرینت در رو بست 

ادرین رو کرد به مرینت

-اتفاقی افتاده

-برای من نه ولی فکر میکنم برای تو چرا

-منظورت چیه؟

-ادرین تو از بعد از دوخت لباس ها خیلی کم حرف میزنی 

بهم بگو چی شده

-مرینت من فقط..

-فقط چی؟

-مرینت اگر منو دوست نداری نیازی نیست تظاهر کنی 

-کی گفته من تظاهر به دوست داشتنت میکنم؟اصلا چرا باید به همچین چیزی فکر کنی؟

-خب تو خیلی با الکساندر راحت باهاش راحت میخندی خنده ای که هیچوقت وقتی همراهت بودم ندیدم 

-ادرین!ادرین!تو حسودی کردی؟از دست تو تو ما دوتا رو کی دیدی؟

-تو باغ بعد دوخت لباس

-از دست تو میدونی چرا تو خنده ای دیدی که تاحالا همراه خودت ندیده بودی؟ چون من در کنار تو به جز خوشحال بودن حس ارامش هم دارم 

ادرین رو کرد بهش 

-یعنی…

-درسته یعنی من از ازدواج با تو ناراضی که نیستم هیچ خوشحالم هستم 

ادرین اروم به سمتش رفت و اون رو تو اغوش گرفت 

بعد کمی از هم فاصله گرفت و تو چشمای هم نگاه کردن 

ادرین سرش رو کمی جلو اورد ولی بعد وایساد انگار میخواست مطمئن شه مرینت هم همین رو میخواد 

مرینت روی نوک پاش وایساد تا هم قد ادرین بشه و بعد لبهاش رو روی لبهای ادرین چسبوند (سوپرایز شماره ی یک،بعد مدت ها)

ادرین دستش رو دور کمر مرینت حلقه کرد 

بعد چند دقیقه از هم جدا شدن بعد یکهو صورت مرینت یکم نگران شد 

نگاهش رو به زمین انداخت و گفت 

-خب یک چیز دیگه هم هست 

ادرین نگران شد

-چی شده؟

-در مورد کلویی

-اتفاقی بین شما افتاده؟

-چی؟نه!

-پس چی؟

-خب چطور بگم ، در واقع لوکا یک جورایی از کلویی خوشش اومده(سوپرایز دوم،ماجرا تازه شروع شده)

-چی گفتی؟پس دلیله اون رفتارش همین بوده

-کدوم رفتارش؟

-اومده از من میپرسه میدونی کلویی از چه رنگ گلی خوشش میاد؟

مرینت یکم خندید 

ادرین بهش نگاه کرد 

-دلیل خواصی داره مه به من گفتی که لوکا از کلویی خوشش اومده؟‌

-خب لوکا از من خواصتش که به تو بگم از اونجایی که فامیلته شاید بتونی براش پا در میونی کنی 

-خب میتونی بهش بگی تلاشم رو میکنم

-واقعا؟

‌-اره

و تو اتاقی که اولین دیدارشون اتفاق افتاد اولین بوسشون شکل گرفت

===

حرص هایی که احتمالا سر این پارت بخورین

ادرین:تو با الکساندر خوشحال تری

من:الان میام با دست میزنم تو دهنت

===

شرط بعدی 

بزار یک چیزی بدم حداقل بهار راحت باشه 

۴۰کامنت

۹لایک

***

خواننده ی گرامی با توجه به خواسته هاتون عدد مورد نظر رو کامنت کنید

۱:پارت طولانی تر

۲:زود تر پارت بده

۳:شرط رو کم کن

البته برای همشون خودم رو میزنم به کوچه ی علی چپ 

روی صحبتم با خوره جانه البته بیشترش