اخرین گلوله فصل ۲ پارت ۶
· · خواندن 2 دقیقه با اشکر از رمان خوره عزیز که با کامنت هاش و لایک هاش دیوننمم کرده
تا باشه از این دیونگیا
پارت بعدی — عادت تازه
از زبان مرینت
صبح روز بعد، زویی برایمان پیام فرستاد.
گفته بود یکی از وسایل قدیمیمان را پیدا کرده.
قرار شد عصر به خانهاش برویم.
وقتی به سالن رسیدم، آدرین کنار پنجره ایستاده بود.
همین که من را دید، لبخند زد.
«سلام.»
«سلام.»
فلیکس هنوز آماده نشده بود.
روی مبل نشستم.
آدرین هم روبهرویم نشست.
چند لحظه سکوت کردیم.
بعد گفت:
«ژاکتم رو هنوز داری؟»
با تعجب نگاهش کردم.
«کدوم ژاکت؟»
«همونی که دیروز بهت دادم.»
به صندلی کنارم اشاره کردم.
«آره. شستمش.»
لبخند زد.
«لازم نبود.»
«میخواستم تمیزش کنم.»
کمی مکث کرد.
«پس هنوز پیشته.»
«آره.»
نمیدانم چرا لبخند روی صورتم نشست.
آدرین هم لبخند زد.
فلیکس بالاخره وارد سالن شد.
«خب، بریم؟»
زویی یک جعبهی کوچک روی میز گذاشت.
«این رو امروز پیدا کردم.»
در جعبه را باز کرد.
یک دوربین قدیمی داخلش بود.
فلیکس گفت:
«کار میکنه؟»
زویی گفت:
«فکر کنم.»
باتری جدید گذاشتیم و دوربین روشن شد.
چند عکس قدیمی روی صفحه ظاهر شد.
اولی، عکس چهار نفرمان بود.
دومی…
من و آدرین بودیم.
روی زمین نشسته بودیم و هر دو خنده میکردیم.
با دیدن عکس، ناخودآگاه خندیدم.
«یادم اومد.»
آدرین به صفحه نزدیک شد.
«منم.»
در خاطره، من چیزی را از دستش گرفته بودم.
آدرین میگفت:
«مرینت، پسش بده!»
و من میخندیدم.
«اول بگو دیگه ازم ناراحت نیستی.»
فلیکس خندید.
«ظاهراً از همون بچگی هم اذیتش میکردی.»
به آدرین نگاه کردم.
«پس من از بچگی همینطوری بودم؟»
«ظاهراً.»
«و تو هم همیشه تحملم میکردی؟»
آدرین لبخند زد.
«شاید چون ارزشش رو داشت.»
برای لحظهای ساکت شدم.
نمیدانستم چرا جملهی سادهاش باعث شد قلبم کمی تندتر بزند.
نگاهم را از او گرفتم.
زویی متوجه شد، اما چیزی نگفت.
فقط عکس بعدی را باز کرد.
این یکی عکس چهار نفرمان بود.
اما در گوشهی تصویر، من و آدرین کنار هم ایستاده بودیم.
دستهایمان تقریباً به هم رسیده بود.
زویی آرام گفت:
«فکر کنم شما دوتا همیشه بیشتر از چیزی که فکر میکنید به هم نزدیک بودید.»
به آدرین نگاه کردم.
او هم به من نگاه کرد.
این بار هیچکدام چیزی نگفتیم.
فقط لبخند کوچکی زدیم.
شاید هنوز نمیدانستیم این نزدیکی از کجا آمده.
شاید هم لازم نبود فعلاً بدانیم.
بعضی چیزها…
بهتر بود آرامآرام اتفاق بیفتند.
شرط بعدی
۵لایک
۱۰ کامنت
