سلام من بهارم و تازه نویسنده شدم می خوام رمان sin of love رو براتون بزارم

 

👈مرینت:

صبح بیدار شدم امروز با الیا قرار داشتم .

تصمیم گرفتم یه تیپ توم بزنم

رفتم حموم و یه دوش حسابی گرفتم بعد حوله تن‌پوش رو تنم کردم و بیرون امدم

یه نگاهی به کمد انداختم

یه سارافون بدون استین صورتی که تا پایین پام بود رو پوشیدم با

یه بافت سفید  که روش قلب و پاپیون صورتی برجسته داشت 

 یه کیف صورتی انداختم و یه کتونی کرم صورتی هم پوشیدم 

یه گردنبند مرواریدی با یه گردنبند نازک هم انداختم 

رفتم سمت میز ارایش

کانسیلر زدم

خط چشم سیاه

رژ گونه صورتی 

برق لب

موهام هم دم اسبی بستم و از پله ها رفتم پایین مامان تو اشبزخانه بود

سابین: سلام دخترم جایی میری 

مرینت:سلام مامان اره با الیا قرار دارم ، بای بای 🩷

سابین: مراقب خودت باش خداحافظ 

رفتم سوار ماشین سفیدم شدم و به سمت کافه حرکت کردم