روی صورت من چیزی نوشته؟؟برو ادامه مطلب دیگه

مرسی که به شرط رسوندین 
این پارت شرط نداره
پس برو ادامه رو بخون


از زبون راوی

Aسرباز همین الان به فرملنده نینو بگو بیاد اینجا

نینو بعد از چند دقیقه میاد داخل تعظیم میکنه

Nمن درخدمتم سرورم

Aاین شخص رو میشناسی؟

و با انگشت به سمت مرینت(ببر ابی)اشاره میکنه

نینو که قبلا مرینت رو تو لباس رزمی دیده بود گفت

Nبله سرورم من ایشون رو میشناسم

Lنینو باورم نمیشه دوباره میبینمت(لوکا خان کلا باهمه راحتن اون از رفتارش با شاهزاده اینم از رفتارش با فرمانده)

Nلوکا خیلی وقت بود ندیده بودمت 

لوکا از سر میز بلند میشه و به سمت نینو میره و بغلش میکنه و در گوشش میگه

Lخودش رو ببر ابی معرفی کرده حواست باشه(دوست عزیز گند زدی جمع نمیشه)

و بعد از نینو جدا میشه 

نینو بعد از جدا شدن لوکا، برای لحظه‌ای نگاهش را به او دوخت. از لحن آرام و آن جمله‌ی کوتاهش کاملاً فهمیده بود که مرینت همان ببر آبی است؛ لقبی که ظاهراً قرار نبود هویت واقعی‌اش را فاش کند. با این حال، نینو بدون کوچک‌ترین تغییر در چهره‌اش دوباره رو به ادرین ایستاد.

Aخب، پس از قبل می‌شناسیش.

Nبله سرورم. چند بار در مأموریت‌ها با ایشون برخورد داشتم.

نینو خیلی عادی جواب داد، انگار هیچ نکته‌ی مشکوکی در میان نیست. مرینت هم که دید مکالمه داره خب پیش میره حرفی نزد. لوکا از دور، در حالی که دوباره سر جایش نشسته بود، لبخند محوی زد؛ چون مطمئن بود نینو منظورش را گرفته و دیگر قرار نیست چیزی از دهانش در برود.

شاه گفت
Gادرین نیاز نیست اینقدر شکاک باشی من به تام و تو به لوکا و نینو اعتماد داری پس دیگه حرفی نمیمونه جز ازمون امادگی ببر اماده ای دیگه؟

Mبله سرورم 

از زبان ادرین 

اون صدا صدای دورگه ای بود که اولش مردونه بود ولی تهش یک صدای نرم و لطیف زنان بود 

بعد نهار پدرم از وزیر تام و خانواده اش خواست حالا که تا قصر اومدن ازمون امادگی ببر رو هم تماشا کنن

اونها هم قبول کردند 
زمان ازمون رسید 

از زبون مرینت

زمان ازمون فرا رسید حالا وقت این بود که به پدرم ثابت کنم تموم اون سال ها تمرین بی هوده نبوده

توقع داشتم برای ازمون از من بخوان با کسی مبارزه کنم ولی چیزی که دیدم رو باور نمیکردم 
یک دستگاه با طولی حدود 20 متر که از اول تا اخرش پر از موانع مختلف بود و در اخر یک دکمه ی قرمز قرار داشت 

شاه گفت
تو باید از موانع رد بشی و اون دکمه رو بزنی اگر بتونی توی 4 دقیقه اون دکمه رو فشار بدی صلاحیت فرمانده ی ارشد شدن رو داری

یک نفر در کنار دستگاه وایساده بود یک ساعد توی دستش بود دکمه ی دستگاه رو د و تایم گرفت شروع به دویدن کردم تک به تک از موانع رد شدم و توی یک چشم به هم زدن دکمه ی قرمز رو زدم 

کسی که زمان رو میگیره:این باور نکردنیه چطور ممکنه حتی دویدن عادی بیست متر از این بیشتر طول میکشه سرورم ایشون در 55 ثانیه تونستن ازمون رو انجام بدن و حتی یک خراش هم ور نداشتن (هنر نزد دختران است و بس"به پسرا بر نخوره😬")


حمایت یادتون نره❤️