سقوط ازاد

سقوط ازاد 

پارت دوم 

از زبان مرینت 

از پله ها پایین رفتم و نگاهی به سالن انداختم

میز های پر از نوشیدنی و کیک 

مرد و زن هوایی با لباس های شیک

به سمت میز خانم مارتن رفتم و نشستم

با خانم مارتن درباره ی کار حرف زدیم

چراغ های سالن خاموش شد و چراغ وسط سالن روشن جوان ها به سمت پیست رقص رفتن

داشتم نگاه می کردم که پسر اتو کشیده ای با کت و شلوار کرمی و پیراهن و کفش قهوه ای به سمتم امد و دعوتم کرد به رقص قبول کردم رفتیم وسط

یک دستش روی پهلویم بود و دستان من روی شانه هایش نگاهی به چشم هایش کردم سبز بود 

از زبان ادرین 

بی حوصله به حرف های بابام گوش می دادم امده بودیم جشن روز جهانی هواپیما 

که چراغ های سالن خاموش شد و چراغ های پیست رقص روشن برای خلاص شدن از صحبت های بابا گفتم که میرم دور بزنم

نگاهی به دخترا ی توی سالن کردم نگاهشان روم زوم بود 

به سمت یک دختر رفتم بر خلاف بقیه دخترا لباسش نه خیلی باز نه خیلی شرم اور بود 

بهش پیشنهاد رقص دادم